الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : شيروانى )

352

أصول الفقه ( تحرير اصول فقه ) ( فارسى )

قال : يركع بركعتين و أربع سجدات و هو قائم بفاتحة الكتاب ، و يتشهد ، و لا شىء عليه . و إذا لم يدر فى ثلاث هو أو فى أربع و قد أحرز الثلاث - قام فأضاف إليها اخرى ، و لا شىء عليه . و لا ينقض اليقين بالشك . و لا يدخل الشك فى اليقين . و لا يخلط أحدهما بالآخر . و لكن ينقض الشك باليقين . و يتم على اليقين فيبنى عليه . و لا يعتد بالشك فى حال من الحالات » « 1 » . دلالت حديث بر استصحاب : شخص در شك بين سه و چهار ، يقين داشته كه قبلا ركعت چهارم را نخوانده بود ، در نتيجه آن را استصحاب مىكند و ازاين‌رو ، بر او واجب است كه ركعت چهارم را برآن بيفزايد ، زيرا جايز نيست كه يقين را با شك نقض كند بلكه بايد شك خود را با يقين به خواندن ركعت چهارم نقض نمايد . ( اين بيانى است كه ديگران گفته‌اند . ) اشكال : استدلال به اين حديث در صورتى تمام است كه مراد از عبارت « مىايستد و يك ركعت ديگر به آن اضافه مىكند » قيام براى ركعت چهارم باشد بىآنكه قبل از آن سلام دهد ، يعنى مقصود بنا گذاشتن بر اقلّ باشد ، درحالىكه چنين حكمى موافق با اهل سنت و مخالف با نظر شيعه است . از اينجا دانسته مىشود مقصود از يقين در همهء فقرات روايت ، يقين به فراغ ذمّه است و روايت در همهء فقرات ششگانه بيانگر وجوب احتياط مىباشد . پاسخ : به نظر ما ظاهر روايت چيز ديگرى است . و آن اينكه مقصود از يقين ، يقين به خواندن سه ركعت و صحت آن است ، نه يقين به نخواندن ركعت چهارم . اگر مكلف بخواهد به شك خود اعتنا كند اين يقين را با شك نقض كرده است . و اعتناى به شك سه‌گونه مىتواند باشد : 1 ) ابطال نماز و اعادهء آن ، 2 ) بنا گذاردن بر اقلّ ، 3 ) بنا گذاردن بر اكثر بدون انضمام ركعت احتياط به آن . و راه علاج آن اين است كه

--> ( 1 ) - وسائل الشيعة ، 5 / 321 ، الحديث 3 .